Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارهاق

تلفظ بین المللی : /ˈaːrhˈɑq1/ تلفظ :‌ ['a:Rh'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • اراقت
  • اراقه
  • اراقیطون
  • ارتاق
  • ارزاق
  • ارفاق
  • ارفاقا
  • ارفاقاً
  • ارهاب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ارهاق. [ اِ ] ( ع مص ) لاحق و نزدیک چیزی گردانیدن. || نافرمانی کردن. || بر نافرمانی برانگیختن. بر نافرمانی داشتن : ارهقه طغیاناً. || تکلیف کردن. || تکلیف دادن کسی را زائد از طاقت وی. دشوار کردن. ( منتهی الارب ). بر دشخواری داشتن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). درخواستن دشواری. ( کنز اللغات ) : سلطان بفرمود تا او را بر افلاس داشتند و خطی باباحت خون از وی بازستدند که از صامت و ناطق و قلیل و ...

فرهنگ عمید

دستور دادن به کسی بیش از طاقت وی، تکلیف به کار مشکل، تحمیل بیش از طاقت.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) کسی را بیش از طاقت وی تکلیف کردن . ۲ - (مص ل . ) نافرمانی کردن .

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) حق و نزدیک چیزی گردانیدن اندر رسانیدن . ۲ - بر نافرمانی بر انگیختن . ۳ - نافرمانی کردن . ۴ - تکلیف کردن تکلیف دادن کسی را زاید از طاقت وی دشوار کردن بر دشواری داشتن .

کلمات مرتبط

  • اراقت
  • اراقه
  • اراقیطون
  • ارتاق
  • ارزاق
  • ارفاق
  • ارفاقا
  • ارفاقاً
  • ارهاب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات