Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارمک

تلفظ بین المللی : /ˈormak/ تلفظ :‌ ['oRmak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • ارمک کلا
  • ارمک اله رودبار
  • ارمک اسپرا
  • ارمک اسیای مرکزی
  • ارمک بافی
  • ارمک برگه ریز
  • ارمک دوردیفی
  • ارمک رنگارنگ
  • ارمک رونده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

ارمک . [ اَ م ُ ] (اِخ ) جزیره ای است بدریای یمن . (منتهی الأرب ).

ارمک . [ ] (اِخ ) (ده ...) موضعی است در جنوب لارستان مجاور ساحل خلیج فارس . دهی است بچهارفرسنگی میانه ٔ شمال و مشرق چارک .

ارمک . [ اَ م َ ] (ع ص ) جمل ارمک ؛ شتر خاکستری رنگ . اشتر سرخ که بسیاهی زند. (مهذب الاسماء). اشتر تیره . شتری که برنگ رُمکه ...

فرهنگ عمید

نوعی پارچۀ نخی خاکستری‌رنگ.

گیاهی بوته‌ای یا درختچه‌ای از خانوادۀ بازدانگان که از آن ماده‌ای دارویی به نام افدرین به دست می‌آید؛ ریش‌بز.

گیاهی بوته ای یا درختچه ای از خانوادۀ بازدانگان که از آن ماده ای دارویی به نام افدرین به دست می آید، ریش بز.
نوعی پارچۀ نخی خاکستری رنگ.

فرهنگ معین

( اُ مَ) ( اِ.) نام چند گونه درختچه از تیرة ریش بزها است .

(اُ مَ) [ تر. ] (اِ.) 1 - پارچة پشمینه ، صوف . 2 - کلاه پشمین . 3 - پارچه ای پنبه ای به رنگ خاکستری .

( اُ مَ ) ( اِ. ) نام چند گونه درختچه از تیرة ریش بزها است .
(اُ مَ ) [ تر. ] (اِ. ) ۱ - پارچة پشمینه ، صوف . ۲ - کلاه پشمین . ۳ - پارچه ای پنبه ای به رنگ خاکستری .

دانشنامه آزاد فارسی

اُرمَک(یا: ریش بُز) درختچه ها یا درختانی کوچک و بازدانه از جنس Ephedra متعلق به تیرۀ اُرمَک، به ارتفاع نیم تا پنج متر، با شاخه های بندبند، و برگ هایی چون غلاف های فلس مانند. میوۀ آن ها سِتۀ کاذب و قرمز گوشتی یا مایل به زرد است. از این جنس، حدود دوازده گونۀ مختلف در ایران با نام هایی ازجمله ریش بز، علی جونک و هوم می روید. این گیاهان به سبب داشتن مادۀ مهم ephedrine، خاصیت دارویی دارند.wikijoo: ارمک...

فرهنگ فارسی

یک قسم پارچه نخی برنگ خاکستری
( اسم ) نام چند گونه درختچه از تیر. ریش بزها است . گونه های شناخته شدهئ آن در ایران عبارتند از : هم. گونه های مذکور در تپه های اطراف کرج دیده می شوند
موضعی است در جنوب لارستان مجاور ساحل خلیج فارس

دانشنامه عمومی

آرمک. آرمک ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:آرمک (اهر)آرمک (بابل)wiki: کاشان در استان اصفهانارمک (بابل) روستایی در بابل (شهر) در استان مازندرانارمک (بندرلنگه) روستایی در استان هرمزگانارمک (بابل) روستایی از توابع بخش گتاب شهرستان بابل در استان مازندرانارمک (اهر) از روستاهای استان آذربایجان شرقیارمک محله روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان محمودآباد در استان مازندرانارمک بافی از صنایع ...

گویش مازنی

روستایی از دهستان گنج افروز بابل

/armek/ روستایی از دهستان گنج افروز بابل

کلمات مرتبط

  • ارمک کلا
  • ارمک اله رودبار
  • ارمک اسپرا
  • ارمک اسیای مرکزی
  • ارمک بافی
  • ارمک برگه ریز
  • ارمک دوردیفی
  • ارمک رنگارنگ
  • ارمک رونده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات