معانی کلمه : ارمنی
لغت نامه دهخدا
ارمنی . [ اَ م ِ ] (ص نسبی ) منسوب به ارمینیة. (منتهی الارب ). نسبت به ارمینیه اَرْمِنی است برخلاف قیاس بفتح همزه و کسر میم . (معجم البلدان ذیل کلمه ٔ ارمینیه ).
فرهنگ عمید
۱. از مردم ارمنستان، ارمنستانی: کشیش ارمنی.
۲. تهیه شده در ارمنستان.
۳. از نژاد ارمن: ارمنیان جلفا.
۴. (اسم ) زبانی از خانوادۀ زبان های هندواروپایی که در ارمنستان رایج است.
۲. تهیه شده در ارمنستان.
۳. از نژاد ارمن: ارمنیان جلفا.
۴. (اسم ) زبانی از خانوادۀ زبان های هندواروپایی که در ارمنستان رایج است.
فرهنگ فارسی
۱ - قوم ارمن ۲ - زبان و خط مردم ارمنستان .
۱ - هر چیز منسوب به ارمن . ۲ - از مردم ارمن ارمنستانی .
یکی از سرداران ایران بزمان یزدگرد سوم ساسانی در جنگ با عرب
۱ - هر چیز منسوب به ارمن . ۲ - از مردم ارمن ارمنستانی .
یکی از سرداران ایران بزمان یزدگرد سوم ساسانی در جنگ با عرب
دانشنامه عمومی
ارمنی یا ارمنستانی به معنی شهروند کشور ارمنستان است.
ارمنیان
زبان ارمنی
الفبای ارمنی
عددنویسی ارمنی
ارمنیان
زبان ارمنی
الفبای ارمنی
عددنویسی ارمنی
wiki: ارمنی
گویش مازنی
ارامنه در مقاطع مختلف به این منطقه مهاجرت نمودن یا کوچانده ...
/armeni/ ارامنه در مقاطع مختلف به این منطقه مهاجرت نمودن یا کوچانده شدندگروه هایی از آنان در زمان صفویه در مناطقی از استان مازندران اسکان یافتند
مترادف و متضاد
armenian (صفت)
ارمنی
