معانی کلمه : ارمغان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
هدیه، تحفه، سوغات، رهاورد: آن را که تو از سفر بیایی / حاجت نبُوَد به ارمغانی (سعدی۲: ۵۹۳ ).
فرهنگ معین
(اَ مَ ) [ تر. ] (اِ. ) سوغات ، ره آورد سفر.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
هدیه، تحفه، سوغات، ره آورد، یرمغان هم گفته اند
( اسم ) تحفهای که از جایی بجایی دیگر برند سوغات ره آورد سفر .
( اسم ) تحفهای که از جایی بجایی دیگر برند سوغات ره آورد سفر .
دانشنامه عمومی
هدیه.کادو.رهاورد.سوغاتی.پیشکش.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: armagān) (ترکی) تحفهای که از جایی دیگر برند ، سوغات ، ره آورد.
اسم: ارمغان (دختر) (ترکی) (تلفظ: armagān) (فارسی: ارمغان) (انگلیسی: armagan)
معنی: هدیه، تحفه، سوغات، رهاورد، تحفه ای که از جایی دیگر برند، ره آورد
معنی: هدیه، تحفه، سوغات، رهاورد، تحفه ای که از جایی دیگر برند، ره آورد
