معانی کلمه : ارقش
لغت نامه دهخدا
ارقش . [ اَ ق ِ ] (ص ) فهمیده . کاردان . (برهان ). و مؤلف برهان گوید: در جای دیگر بجای قاف ، فای مفتوح نوشته بودندقافله و کاروان و هیچیک شاهد نداشتند، واﷲ اعلم - انتهی . و رجوع بفرهنگ سروری و شعوری شود.
فرهنگ عمید
۱. دارای خال های سیاه وسفید.
۲. ویژگی انسان یا حیوانی که خال های سیاه وسفید داشته باشد.
۲. ویژگی انسان یا حیوانی که خال های سیاه وسفید داشته باشد.
فرهنگ معین
(اَ قَ ) [ ع . ] (ص . ) دارای خال های سیاه و سفید.
