معانی کلمه : ارغاب
لغت نامه دهخدا
ارغاب . [ اِ ] (ع مص ) راغب کردن . (منتهی الأرب ). راغب گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). طالب گردانیدن . (منتهی الأرب ).
فرهنگ عمید
جوی آب، جوی، رود: فرازش پر از خون چو کوه طبرخون / نشیبش ز اشکم چو ارغاب و آغر (عمعق: لغت نامه: ارغاب ).
فرهنگ معین
( اَ ) (اِمر. ) جوی آب ، رود. ارغا و ارغاو نیز گویند.
فرهنگ فارسی
ارغاو، ارغاف، ارغا: جوی، جوی آب، رود، راغب کردن، طالب گردانیدن
( اسم ) جوی آب رود .
راغب کردن
( اسم ) جوی آب رود .
راغب کردن
