معانی کلمه : ارسی
لغت نامه دهخدا
ارسی . [ اَ سا] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از رَسو. استوارتر. ثابت تر.
- امثال :
ارسی من رصاصة ؛ الرسو الثبوت یریدون به الثقل . (مجمعالأمثال ).
فرهنگ عمید
۱. مربوط به روسیه.
۲. تهیه شده در روسیه، روسی.
۳. (اسم ) نوعی کفش پاشنه دار مردانه یا زنانه.
۴. (اسم ) نوعی در یا پنجره با شیشه های مشبک رنگی که رو به حیاط باز می شد.
۲. تهیه شده در روسیه، روسی.
۳. (اسم ) نوعی کفش پاشنه دار مردانه یا زنانه.
۴. (اسم ) نوعی در یا پنجره با شیشه های مشبک رنگی که رو به حیاط باز می شد.
فرهنگ معین
(اُ رُ ) (اِمر. ) ۱ - قسمی کفش پاشنه دار. ۲ - نوعی در یا پنجرة مشبک که رو به حیاط باز می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
محکم و استوار
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
کفش
کفش پاشنه دار چرمی
نوعی پنجره از چوب درخت ارس که به صورت عمودی و از پایین به ...
/orosi/ کفش پاشنه دار چرمی & نوعی پنجره از چوب درخت ارس که به صورت عمودی و از پایین به بالا باز و بسته شود
مترادف و متضاد
sash (اسم)
کمربند، ارسی، حمایل نظامی و غیره، پنجره گلخانه
