معانی کلمه : ارزوخواه
لغت نامه دهخدا
( آرزوخواه ) آرزوخواه. [ رِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) شهوی. شهوانی. || متمنی. راجی. مشتهی :
دل شه چو زآن نکته آگاه شد
از آن آرزو آرزوخواه شد.
دل شه چو زآن نکته آگاه شد
از آن آرزو آرزوخواه شد.
فرهنگ عمید
( آرزوخواه ) هوسباز.
فرهنگ معین
( آرزوخواه ) ( ~. خا ) (ص فا. ) ۱ - تمنی کننده ، امیدوار. ۲ - شهوی ، شهوانی .
فرهنگ فارسی
( آرزوخواه ) شهوی شهوانی
( آرزو خواه ) ( اسم ) ۱ - تمنی کننده راجی . ۲ - شهوی شهوانی .
( آرزو خواه ) ( اسم ) ۱ - تمنی کننده راجی . ۲ - شهوی شهوانی .
