معانی کلمه : اردلو
لغت نامه دهخدا
( آردلو ) آردلو. [ دَ ل َ / لُو ] ( اِ مرکب ) آردهاله. || آردالو. اشکنه با آرد.
فرهنگ فارسی
( آردلو ) آردهاله اشکنه با آرد
دانشنامه عمومی
آر دلو. آر دلو یک ستاره است که در صورت فلکی دلو قرار دارد.
wiki: آر دلو
واژه نامه بختیاریکا
( آردِلُو ) آرد دان؛ آرد انبار؛ محل دپو کردن آرد بدست آمده از آسیاب
