معانی کلمه : ارداف
لغت نامه دهخدا
ارداف . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ رِدف .
فرهنگ عمید
بزرگان دربار.
در بدیع، آوردن توابع و لوازم و مترادفات لفظی بهجای خود آن لفظ، مانند این شعر: شنیدم که در روز امّید و بیم / بَدان را به نیکان ببخشد کریم (سعدی۱: ۳۷)، که مراد از «روز بیم و امید» روز قیامت است.
فرهنگ معین
(اَ) [ ع . ] (اِ.) وزیران و نزدیکان پادشاه ، بزرگان دربار.
( اِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) از پی درآمدن ، پیروی کردن ، در پی کسی رفتن . 2 - (مص م .) از پی درآوردن ، سپس نشاندن ، به ترک نشاندن . ؛ ~نجوم : از پس یکدیگر برآمدن ستارگان .
