Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارحام

تلفظ بین المللی : /ˈaːrhˈɑm/ تلفظ :‌ ['a:Rh'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • ارحام صدر رضا
  • ذوات الارحام
  • ذوی الارحام
  • صله ٔ ارحام
  • اسماعیل ارحام صدر
  • رضا ارحام صدر
  • اعجاز القران فی ما تخفیه الارحام
  • الارحام
  • اولوا الارحام
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ارحام. [ اَ ] ( ع اِ )ج ِ رحِم و رِحم. زهدان ها. ( غیاث اللغات ) ( منتهی الارب ): اﷲ یعلم ما تحمل ُ کل انثی و ما تغیض الارحام و ماتزداد و کل شی عنده بمقدار. ( قرآن 8/13 )؛ خدا میداند آنچه برمیدارد هر زنی و آنچه بکاهد رحمها ( زهدان ها ) و آنچه زیاد سازد و هر چیزی نزد او به اندازه ایست. ( تفسیر ابوالفتوح رازی چ 1 ج 3 ص 171 ). || خویشان : لن تنفعکم ارحامکم و لا اولادکم یوم القیامةیفصل بینکم واﷲ بما ت...

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) = رَحِم
۲. نزدیکان نَسَبی، بستگان.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] (مص م .) مهربانی کردن ، بخشایش آوردن .

( اَ ) [ ع . ] (اِ.) 1 - جِ رَحِم ؛ زهدان ها. 2 - خویشان ، اعضاء خانواده .

( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جِ رَحِم ، زهدان ها. ۲ - خویشان ، اعضاء خانواده .
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) مهربانی کردن ، بخشایش آوردن .

فرهنگ فارسی

خویشی ها، خویشاوندی ها، خویشان، زهدان ها، جمع رحم
( مصدر ) مهربانی کردن مهر ورزیدن بخشایش آوردن .

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: arhām) (عربی) (جمع رحم) ، خویشان ، کسان ، بستگان ، منسوبان به ویژه منسوبان نَسَبی؛ ]این واژه اگر ' ِارحام ' /erham/ تلفظ شود به معنی مهربانی کردن، مهر ورزیدن، بخشایش‌‌آوردن است ) .

اسم: ارحام (پسر) (عربی) (تلفظ: arhām) (فارسی: اَرحام) (انگلیسی: arham) معنی: بستگان، اقوام، نزدیکان، ( جمع رحم )، خویشان، کسان، منسوبان به ویژه منسوبان نَسَبی، [این واژه اگر «ارحام»/erham/ تلفظ شود به معنی...

مترادف و متضاد

۱. اقوام، خویشان، فامیل، منسوبان، وابستگان
۲. زهدانها

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَرْحَامُ: رحِمهامعنی أَرْحَامَکُمْ: رحمهایتان-رابطه خویشاوندیتان (رحم در اصل به معنای محل نشو و نمای جنین در شکم مادران میباشد بعدها در معنای قرابت و خویشاوندی استعمال شد ، چون خویشاوندان همه در اینکه از یک رحم خارج شدهاند مشترکند پس کلمه رحم به معنای نزدیک و ارحام به معنای نزدیکان ان...ریشه کلمه: رحم (۵۶۳ بار)wikialkb: أَرْحَام...

کلمات مرتبط

  • ارحام صدر رضا
  • ذوات الارحام
  • ذوی الارحام
  • صله ٔ ارحام
  • اسماعیل ارحام صدر
  • رضا ارحام صدر
  • اعجاز القران فی ما تخفیه الارحام
  • الارحام
  • اولوا الارحام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات