کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ارث بر
تلفظ بین المللی :
/ˈers bˈar/
تلفظ :
['eRs b'aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مالیات بر ارث
حاشیه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانی
رساله نجاه العباد و حاشیه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانی
اول برادریت را ثابت کن بعد ادعای ارث و میراث بکن
ارث بردن
ارث برادر
بر ارن
اثر اب جوش بر روی پوست
اثر کردن بر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ارث بر. [ اِ ب َ ] ( نف مرکب ) ارث بَرَنده. وارث.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ارث برنده وارث میراث خوار
کلمات مرتبط
مالیات بر ارث
حاشیه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانی
رساله نجاه العباد و حاشیه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانی
اول برادریت را ثابت کن بعد ادعای ارث و میراث بکن
ارث بردن
ارث برادر
بر ارن
اثر اب جوش بر روی پوست
اثر کردن بر
نظرات