کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ارتکاس | کلماتور
معانی کلمه : ارتکاس
تلفظ بین المللی :
/ˌertekˈɑs/
تلفظ :
[,eRtek'As]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ژن های اَرتاساخت
در حین ارتکاب جنایت
غسل ارتماسی دادن
قابل ارتکاب خیانت
ارتماس
ارتماسی
ارتکاب
ارتکاز
انتکاس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ارتکاس. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نگونسار شدن. || افتادن. ( منتهی الارب ). بیفتادن. || انبوهی کردن. ( منتهی الارب ). فراهم آمدن. || بازگشتن بچیزی که از آن خلاص یافته باشد. بجای خود گردیدن. || گرداگرد مرکز گشتن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
افتادن انبوهی کردن
کلمات مرتبط
ژن های اَرتاساخت
در حین ارتکاب جنایت
غسل ارتماسی دادن
قابل ارتکاب خیانت
ارتماس
ارتماسی
ارتکاب
ارتکاز
انتکاس
نظرات