کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ارتجام
تلفظ بین المللی :
/ˌertedʒˈɑm/
تلفظ :
[,eRtedZ'Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
قابل ارتجاع
قابلیت ارتجاع
بدون قوه ارتجاعی
حالت ارتجاعی
حالت ارتجاعی فنر
حرکت ارتجاعی داشتن
دارای قوه ارتجاعی
فاقد قوه ارتجاعی
غیر قابل ارتجاع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ارتجام. [اِ ت ِ ] ( ع مص ) ارتجام شی ٔ؛ نشستن بعض آن بر بعض.
فرهنگ فارسی
ارتجام شی نشستن بعض آن بر بعض
کلمات مرتبط
قابل ارتجاع
قابلیت ارتجاع
بدون قوه ارتجاعی
حالت ارتجاعی
حالت ارتجاعی فنر
حرکت ارتجاعی داشتن
دارای قوه ارتجاعی
فاقد قوه ارتجاعی
غیر قابل ارتجاع
نظرات