معانی کلمه : ارتجال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بی اندیشه و بی تٲمل سخن یا شعر گفتن، بالبداهه گفتن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . )بی اندیشه و به بدیهه سخن و شعر گفتن .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:بدیهه گویی
wikijoo: ارتجال
فرهنگ فارسی
بی اندیشه سخن گفتن، بی تامل شعرگفتن، بالبداهه گفتن
۱ - ( مصدر ) به بدیهه خطبه یا سخن گفتن بی اندیش. بسیار خطبه و شعر و سخن گفتن در حال شعر سرودن . ۲ - ( اسم ) زود شعری .
۱ - ( مصدر ) به بدیهه خطبه یا سخن گفتن بی اندیش. بسیار خطبه و شعر و سخن گفتن در حال شعر سرودن . ۲ - ( اسم ) زود شعری .
دانشنامه عمومی
بدون اندیشه و بی درنگ سخن گفتن.
مترادف و متضاد
بداهت، بدیههگویی
