معانی کلمه : ارام گرفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( آرام گرفتن ) ( مصدر ) ۱ - ساکن شدن تسلی یافتن تسکین یافتن آرام گرفتن دل . ۲ - مسکن یافتن سکنی گزیدن .
ساکت خاموش
ساکت خاموش
واژه نامه بختیاریکا
( آرام گرفتن ) سازگار وابیدِن؛ سزر اوردن؛ لِس نُهادن
