معانی کلمه : ارام کردن
لغت نامه دهخدا
( آرام کردن ) آرام کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آرامانیدن. آرمش دادن. آرامش دادن. آرام بخشیدن. تسکین.
فرهنگ فارسی
( آرام کردن ) ( مصدر ) ۱- استراحت بخشیدن راحت بخشیدن آسایش دادن . ۲ - تسلی دادن تسکین بخشیدن . ۳ - مطمئن کردن .
آرامش یافتن
آرامش یافتن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
( آرام کردن ) وا لونیدن؛ لَونیدِن
