ارار. [ اِ ] (اِخ ) نام وادیی است در کتاب نصر. (معجم البلدان ).
ارار. [ اَرْ را ] (اِخ ) بقول حازمی از نواحی حلب است و یاقوت گوید من بدان وثوق ندارم . (معجم البلدان ).
ارار. [ اِ ] (ع اِ) اَرّ. شاخی از درخت خاردار که آن را بر زمین زده نرم کنند و تر کرده و نمک بر آن پاشیده در زهدان ماده شتر داخل نمایند تا مانع لقاح ...
فرهنگ فارسی
سازنده آلات موسیقی از مردم فرانسه
گویش مازنی
/ar ar/ عرعرخر بانگ خر
واژه نامه بختیاریکا
( اَر اَر ) چوب اره؛ براده حاصل از اره کردن؛ مخلوطی از پودر ها؛ ساسا؛ خاک چوب