معانی کلمه : اذعان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. اقرار کردن، گردن نهادن، اقرار، اعتراف.
۲. [قدیمی] فرمانبرداری، اطاعت.
۲. [قدیمی] فرمانبرداری، اطاعت.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) اقرار کردن ، گردن نهادن . ۲ - (مص ل . ) فروتنی کردن ، فرمانبرداری .
فرهنگ فارسی
اقرارکردن، گردن نهادن ، اقرارواعتراف ، فرمانبرداری وفروتنی
( مصدر ) اقرار اعتراف اقرار کردن خستو شدن قبول کردن پذیرفتن شناختن گردن نهادن رام شدن فروتنی نمودن .
( مصدر ) اقرار اعتراف اقرار کردن خستو شدن قبول کردن پذیرفتن شناختن گردن نهادن رام شدن فروتنی نمودن .
دانشنامه عمومی
اقرارکردن.نهان کردن
مترادف و متضاد
اعتراف، اقرار، تایید، تصدیق، گواهی، معترف
self-confession (اسم)
اذعان
