Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ادماء

تلفظ بین المللی : /ˈaːdmˈɑ/ تلفظ :‌ ['a:dm'A]
لغت نامه دهخدادانشنامه اسلامی
  • ایماء
  • انجمن ادباء و علماء
  • اغماء
  • اداء کردن
  • از حلق اداء کردن
  • اعماء
  • انماء
  • اداء
  • ادباء
لغت نامه دهخدادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ادماء. [ اُ ] (اِخ ) موضعی است بین خیبرو دیار طیی و غدیر مُطرق آنجاست . (معجم البلدان ).

ادماء. [ اَ ] (ع ص ) تأنیث آدم . گندمگون . || آهوی ماده ٔ سفید و شتر ماده ٔ سفید. (آنندراج ). ج ، اُدمانه ، اُدم .

ادماء. [ اِ ] (ع مص ) خون آلودکردن . (تاج المصادر بیهقی ). خون آلوده گردانیدن . (منتهی الارب ). || خون انداختن ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ادماء خون برآوردن را گویند از آن در باب های صوم، حج، نکاح و کفّارات، سخن رفته است.خون گرفتن به حجامت و مانند آن در صورتی که موجب ضعف گردد، و همچنین هر کاری که سبب بیرون آمدن خون در دهان شود، برای روزه دار مکروه است. ادماء در حجدر حرمت ادماء برای محرم بدون ضرورت، اختلاف است. مفتی اگر به اشتباه به کوتاه کردن ناخن محرم فتوا دهد و گرفتن ناخن توسط وی سبب ادماء گردد، مفتی باید یک گوسفند کفّار...

کلمات مرتبط

  • ایماء
  • انجمن ادباء و علماء
  • اغماء
  • اداء کردن
  • از حلق اداء کردن
  • اعماء
  • انماء
  • اداء
  • ادباء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات