Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ادرنگ

تلفظ بین المللی : /ˈaːdranɡ/ تلفظ :‌ ['a:dRang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آدرنگ
  • سراچه ٔ ادرنگ
  • سراچه ٔ آدرنگ
  • اورنگ اباد
  • اورنگ زیب
  • اورنگ عبدالحسین
  • سرایچه ٔ اورنگ
  • شبه آدرنالین
  • علی ادرنوی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ادرنگ . [ اَ رَ ] (اِ) رنج و محنت . (اوبهی ) (برهان ). || هلاکت . دمار. (برهان ) (آنندراج ) (مؤید الفضلاء). آدرنگ . آذرنگ . درنگ . (جهانگیری ). || ادرنج .

( آدرنگ ) آدرنگ. [ رَ ] ( اِ ) رنج. محنت. آفت : از چشم بد ای مرا چو دیده یک روز مباد آدرنگت.سنائی. || نیستی و نابودی و زوال : مهرگان بر تو مبارک باد از گشت سپهرجاه تو بی عیب باد و عمر تو بی آدرنگ.معزی.|...

فرهنگ عمید

( آدرنگ ) = آذرنگ: نباشد کوه را وقت درنگ تو درنگ تو/ جهان هرگز نخواهد تا تو باشی آدرنگ تو (فرخی: ۴۲۲ ).

فرهنگ معین

( آدرنگ ) (دَ رَ ) ( اِ. ) ۱ - رنج ، اندوه . ۲ - آفت ، مصیبت .

فرهنگ فارسی

( آدرنگ ) ( اسم ) ۱ - غم اندوه محنت . ۲ - آفت مصیبت .
رنج محنت
آذرنگ: اندوه، رنج، محنت، آفت، دمار، هلاک
رنج و محنت هلاکت

کلمات مرتبط

  • آدرنگ
  • سراچه ٔ ادرنگ
  • سراچه ٔ آدرنگ
  • اورنگ اباد
  • اورنگ زیب
  • اورنگ عبدالحسین
  • سرایچه ٔ اورنگ
  • شبه آدرنالین
  • علی ادرنوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات