Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ادانوش

تلفظ بین المللی : /ˈaːdˈɑnuːʃ/ تلفظ :‌ ['a:d'Anu:S]
لغت نامه دهخدا
  • اوانوش
  • اداموشه
  • آوانوشت
  • ادانور
  • ادانوماس
  • تومی ادانو
  • پتروس ابانوس
  • آداش
  • اداش
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ادانوش. [ اَ ] ( اِخ ) نام مردی بود، مندارس ( مدارس ، فرهنگ سروری و در نسخه ای تدارس ) او را بعذرا فرستاد که بَرِ وی باش ، عذرا چشم او بکند بخشم. ( لغت فرس اسدی ). نام شخصی که برسالت و ایلچی گری پیش عذرا آمده بود و عذرا از قهر و خشم چشم او را به انگشت کند. ( برهان قاطع ) : بر او جست عذرا چو شیر نژندبزد دست وچشم ادانوش کند. عنصری ( از شعوری )....

کلمات مرتبط

  • اوانوش
  • اداموشه
  • آوانوشت
  • ادانور
  • ادانوماس
  • تومی ادانو
  • پتروس ابانوس
  • آداش
  • اداش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات