کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اداله
تلفظ بین المللی :
/ˈaːdˈɑleː/
تلفظ :
['a:d'Ale:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ادالهات
سا اداه
شیشه اماله
ازاله
ازاله بکارت
ازاله بکارت کردن از
اماله کردن
با خشونت اداره کردن
احاله به دادگاه بالاتر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ادالة. [ اِ ل َ ] (ع مص ) دولت دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (مؤید الفضلاء). غنیمت دادن . || چیره کردن . چیره گردانیدن . غالب گردانیدن : ادالنا اﷲ من عدوّنا؛ چیره گرداناد خدای ما را بر دشمن . || نصرت دادن . (مؤید الفضلاء) (آنندراج ). یاری دادن . یاری کردن : فکان ذلک مما دعا الناس الی ان نعوا علیهم افعالهم [ افعال بنی مروان ] و ادالوا بالدعوة العباسیة منهم . (مقدمه ٔ ابن خلدون ). || تغییر ...
کلمات مرتبط
ادالهات
سا اداه
شیشه اماله
ازاله
ازاله بکارت
ازاله بکارت کردن از
اماله کردن
با خشونت اداره کردن
احاله به دادگاه بالاتر
نظرات