Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اداره کردن

تلفظ بین المللی : /ˈedˌɑreː kˈardan/ تلفظ :‌ ['ed,ARe: k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • اداره کردن راه هوایی
  • با خشونت اداره کردن
  • اداره یا حکومت کردن
  • بطور سوء اداره کردن
  • بد اداره کردن
  • به وسیله پلیس اداره و کنترل کردن
  • اشاره ضمنی کردن
  • اشاره مختصر کردن به
  • اشاره کردن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

address (فعل)مخاطب ساختن، درست کردن، خطاب کردن، نشانی دادن، قراول رفتن، دستور دادن، اداره کردن، عنوان نوشتن، سخن گفتن، متوجه کردنexecute (فعل)ادا کردن، عمل کردن، نمایش دادن، اداره کردن، اجرا کردن، اعدام کردن، عمل اوردن، قانونی کردن، نواختنoperate (فعل)قطع کردن، عمل کردن، بکار انداختن، اداره کردن، گرداندن، راه انداختن، بفعالیت واداشتن، بهره برداری کردن، دایر بودن، عمل جراحی کردنconduct (فعل)بردن، ا...

کلمات مرتبط

  • اداره کردن راه هوایی
  • با خشونت اداره کردن
  • اداره یا حکومت کردن
  • بطور سوء اداره کردن
  • بد اداره کردن
  • به وسیله پلیس اداره و کنترل کردن
  • اشاره ضمنی کردن
  • اشاره مختصر کردن به
  • اشاره کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات