Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اخمو

تلفظ بین المللی : /ˈaːxmuː/ تلفظ :‌ ['a:xmu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اخمو و غرولندو
  • زن اخمو و پرحرف
  • اخم اخمو
  • گربه اخمو
  • اخموک
  • اخمور
  • اخموری
  • اخموند ان دن هوف
  • خانواده اخموند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

اخمو. [ اَ ] ( ص نسبی ) در تداول عامه ، آنکه هماره ابرو درهم کشیده دارد. که بسیار اخم کند. بداخم. عبوس. کاسف الوجه.

فرهنگ عمید

ویژگی کسی که همیشه اخم می کند، ترش رو، عبوس.

فرهنگ معین

( اَ ) (ص . ) (عا. ) ترشرو، بداخلاق .

فرهنگ فارسی

اخم رو، بداخم، ترشرو، عبوس، کسی که اخم بکند
( صفت ) ترشرو همیشه اوقات تلخ .

مترادف و متضاد

moody (صفت)ترشرو، بد اخلاق، بد خلق، عبوس، اخموfretful (صفت)ناراحت، اخمو، جوشیhumpy (صفت)ترشرو، خمیده، اخمو، دارای برامدگی، قوزدار...

کلمات مرتبط

  • اخمو و غرولندو
  • زن اخمو و پرحرف
  • اخم اخمو
  • گربه اخمو
  • اخموک
  • اخمور
  • اخموری
  • اخموند ان دن هوف
  • خانواده اخموند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات