معانی کلمه : اخلف
لغت نامه دهخدا
اخلف . [ اَ ل َ ](ع ص ، اِ) چپه دست . (منتهی الارب ). || احول . (منتهی الارب ). || کم عقل . گول . || سیل . || مار نر. || شتر بکرانه میل کننده . || آن اشتر که دوشش بر یکسوچسبیده باشد. (تاج المصادر بیهقی ). شتر که دوشش بر یک سو چسبیده بود. (مهذب الاسماء). || آنکه در رفتن بچپ میل کند که گوئی بر پهلو میرود. || آنکه یک چشم سیاه دارد و دیگر سبز. (زوزنی ).
فرهنگ فارسی
چپ دست، کسی که بادست چپ کارکند ، ونیزبه معنی احول ، احمق ، مارنر ، سیل
پس روتر
پس روتر
