Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اخلاد

تلفظ بین المللی : /ˈaːxlˈɑd/ تلفظ :‌ ['a:xl'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • التاج فی اخلاق الملوک
  • اولادیسلاوس
  • اکیانو اولادا
  • فاسد الاخلاق
  • قواعد اخلاقی
  • کمدی اخلاقی
  • مختلف الاخلاق
  • مکارم الاخلاق
  • انحراف اخلاقی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

اخلاد. [ اِ ] ( ع مص ) مقیم گردیدن در جائی. اقامت کردن بجائی. ( تاج المصادر بیهقی ). || لازم گرفتن کسی را. || میل کردن بسوی... میل کردن به. چسبیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || جاویدانه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). جاودانه کردن. ( زوزنی ): اخلده اﷲ؛ همیشه داراد او را خدای. || دیر پیر شدن. ( تاج المصادر بیهقی )( زوزنی ). || فرونشاندن آتش. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مقیم گردیدن در جائی

گویش مازنی

اخلات

/eKkmtor_omniaad/ اخلات

کلمات مرتبط

  • التاج فی اخلاق الملوک
  • اولادیسلاوس
  • اکیانو اولادا
  • فاسد الاخلاق
  • قواعد اخلاقی
  • کمدی اخلاقی
  • مختلف الاخلاق
  • مکارم الاخلاق
  • انحراف اخلاقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات