معانی کلمه : اختلال شخصیت وابسته
فرهنگ فارسی
نوعی اختلال شخصیت که در آن فرد همواره به دیگران اجازه میدهد تا مسئولیت مسائل اصلی زندگانی او را برعهده بگیرند و نیازهای خود را تابع نیازهای آنان میبیند
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{dependent personality disorder} [روان شناسی] نوعی اختلال شخصیت که در آن فرد همواره به دیگران اجازه می دهد تا مسئولیت مسائل اصلی زندگانی او را برعهده بگیرند و نیازهای خود را تابع نیازهای آنان می بیند
