معانی کلمه : اختلاس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) دزدیدن پول مؤسسه یا ادارۀ دولتی.
۲. [قدیمی] غنیمت شمردن.
۳. (ادبی ) بیان کردن معنی مدح در غزل یا معنی غزل در مدح.
۲. [قدیمی] غنیمت شمردن.
۳. (ادبی ) بیان کردن معنی مدح در غزل یا معنی غزل در مدح.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - ربودن . ۲ - دزدیدن . ۳ - سوءاستفادة مالی توسط شخصِ مسئول .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دزدی، ربایش
ربودن، زود ربودن، دزدیدن، پولی راپنهانی ازصندوق بنگاه یاادارهای برداشتن
دانشنامه عمومی
جملات نمونه
علی را به جرم اختلاس زندانی کردند
Ali was imprisoned on charge of embezzlement
مترادف و متضاد
حیفومیل، دزدی، دزدیدن، دزدی کردن، ربایش، ربودن، سرقت
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
گَچُر
