معانی کلمه : اختلاج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. تکان خوردن و لرزیدن.
۲. (پزشکی ) [قدیمی] جهیدن و تکان خوردن غیرارادی عضوی از بدن، مثل پریدن پلک چشم یا جهیدن رگ، تیک.
۳. [قدیمی] گذشتن چیزی از دل همراه با شک و تردید.
۲. (پزشکی ) [قدیمی] جهیدن و تکان خوردن غیرارادی عضوی از بدن، مثل پریدن پلک چشم یا جهیدن رگ، تیک.
۳. [قدیمی] گذشتن چیزی از دل همراه با شک و تردید.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پریدن ، جستن اعضای بدن مانند: چشم . ۲ - انقباض و گرفتن شدید عضلات .
فرهنگ فارسی
کندن وکشیدن چیزی ، تکان خوردن ولرزیدن، جهیدن وتکان خوردن عضوی ازبدن مثل پریدن پلک چشم
مترادف و متضاد
پریدن، تشنج، تیک، جستن، جنبش، جهش
