معانی کلمه : اخترک
فرهنگ فارسی
ساختاری ستارهایشکل مرکب از ریزلولهها که در طی تقسیم رشتمانی، میانتن و اخترگوی را احاطه میکند
فرهنگستان زبان و ادب
{aster, cytaster, kinosphere} [زیست شناسی] ساختاری ستاره ای شکل مرکب از ریزلوله ها که در طی تقسیم رشتمانی، میان تن و اخترگوی را احاطه می کند
