Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اختراع

تلفظ بین المللی : /ˌexterˈɑʔ/ تلفظ :‌ [,exteR'A?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • اختراع و ابداع کردن
  • اختراع کردن
  • اختراع کننده
  • اختراع ابوت ها
  • اختراع انزواء
  • اختراع دروغ
  • اختراع دوباره پولاد
  • اختراع دوباره چرخ
  • اختراع های دوران طلایی اسلام
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اختراع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شکافتن. خَرق. خرع. بریدن.( تاج المصادر بیهقی ). || وابریدن کسی را از قومی یا از چیزی. || آفریدن. ( مؤید الفضلاء ). نو بیرون آوردن. ( منتهی الارب ). نو کاری کردن.( زوزنی ). || از خود انشاء کردن. چیزی نو انگیختن. ( مؤید الفضلاء ). ایجاد کردن. پیدا کردن. پیدا کردن چیزی بماده و مدت ، مقابل ابداع که پیدا کردن چیز است بی ماده و مدت : در وصف این حال قصائد غرّا و معانی عذرا ا...

فرهنگ عمید

۱. وسیله یا چیزی تازه و بی نظیر و بدون نمونۀ قبلی که قبلاً شخصی نظیر آن را نساخته باشد.
۲. (اسم مصدر ) ساختن چیزی یا پدید آوردن روشی که پیش تر مانند آن دیده نشده باشد.
۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] خلق کردن، آفریدن.
۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] پدید آوردن چیز نو.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) آفریدن ، ایجاد کردن .

فرهنگ فارسی

پاسخی فنی و تازه به یک نیاز که نمود آن یک محصول یا یک فرایند یا روشی نوین باشد

۱ - ( مصدر ) آفریدن نو آوردن کردن چیزی نو انگیختن ایجاد کردن : ( احتیاج مادر اختراع است ) ۲ - ایجاد غیر مسبوق بمدت است بعبارت دیگر هر موجودی را که وجودش با نمونه نباشد و قبل از آن مانندی نداشته باشد مخترع میگویند .

دانشنامه عمومی

اختراع نتیجه فکر فرد یا افراد است که برای اولین بار فرایند یا فرآورده ای خاص را ارائه می کند و مشکلی را در یک حرفه، فن، فناوری، صنعت و مانند آن ها را حل می نماید.کشفیات با توجه به قانون ۸۶ به عنوان اختراع قابل ثبت نیستند. به نظر می رسد علت آن این است که قانونگذار خواسته که انسان ها مالک چیزی شوند که خود ایجاد کرده اند و نه چیزهایی را مالک شوند که در طبیعت از قبل موجود بوده است.نظریه های علمی و روش...

مترادف و متضاد

دروغ‌پردازی، شایعه‌سازی

آفرینش، ابتکار، ابداع، نوآوری

۱. آفرینش، ابتکار، ابداع، نوآوری
۲. دروغپردازی، شایعهسازی

artifice (اسم)هنر، اختراع، استادی، نیرنگ، تصنع، تزویرfiction (اسم)داستان، بهانه، خیال، اختراع، دروغ، وهم، افسانه، جعل، قصهdevice (اسم)اندیشه، دستگاه، اسباب، اختراع، شعار، شیوهappliance (اسم)اسباب، الت، وسیله، اختراع، تعبیهinvention (اسم)اختراع، ابتکار، خلقcontrapt...

فرهنگ فارسی ساره

نوآوری، نخست سازی، برساخته

واژه نامه بختیاریکا

سِرِ نو نکرد؛ کار کس نکِرد؛ خو دِراری

فرهنگستان زبان و ادب

{invention} [حقوق، مدیریت-مدیریت فنّاوری] پاسخی فنی و تازه به یک نیاز که نمود آن یک محصول یا یک فرایند یا روشی نوین باشد

کلمات مرتبط

  • اختراع و ابداع کردن
  • اختراع کردن
  • اختراع کننده
  • اختراع ابوت ها
  • اختراع انزواء
  • اختراع دروغ
  • اختراع دوباره پولاد
  • اختراع دوباره چرخ
  • اختراع های دوران طلایی اسلام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات