معانی کلمه : احکم
لغت نامه دهخدا
احکم . [ اَ ک َ ] (ع اِ) از اعلام است .
فرهنگ عمید
۱. عادل تر.
۲. محکم تر، استوارتر.
۲. محکم تر، استوارتر.
فرهنگ فارسی
حکیم تر، دانشمندتر، عادل تر، محکم تر، استوارتر
از اعلام است
از اعلام است
دانشنامه عمومی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَحْکَم: محکم ترین (در جمله "أَحْکَمِ ﭐلْحَاکِمِینَ "یعنی حکمش معتبرین و متقن ترین حکم است)
معنی أَحْکُمُ: حکم می کنم
ریشه کلمه:
حکم (۲۱۰ بار)
معنی أَحْکُمُ: حکم می کنم
ریشه کلمه:
حکم (۲۱۰ بار)
wikialkb: احْکُم
