Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : احمرار

تلفظ بین المللی : /ˈaːhmarˈɑr/ تلفظ :‌ ['a:hmaR'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ذات الامرار
  • مونس الاحرار
  • امرار معاش
  • امرارمعاش
  • تحفه الاحرار
  • خواجه احرار
  • امرار
  • احرار
  • طغرل احراری محمدنقیب خان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

احمرار. [ اِ م ِ ] ( ع مص ) سرخ گردیدن. ( منتهی الارب ). سرخ شدن. ( تاج المصادر ). || احمرار بأس ؛ سخت شدن عذاب : احمر البأس ؛ سخت شد عذاب. ( منتهی الارب ). || ( اِمص ) سرخی.

فرهنگ عمید

سرخ شدن، سرخی.

فرهنگ فارسی

سرخ شدن ، سرخی
۱ - ( مصدر ) سرخ شدن . ۲ - ( اسم ) سرخی .

کلمات مرتبط

  • ذات الامرار
  • مونس الاحرار
  • امرار معاش
  • امرارمعاش
  • تحفه الاحرار
  • خواجه احرار
  • امرار
  • احرار
  • طغرل احراری محمدنقیب خان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات