Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : احلب دیا

تلفظ بین المللی : /ˈaːhlab diˈɑ/ تلفظ :‌ ['a:hlab di'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • احلب دیای رومی
  • اغلب
  • احب
  • احدب
  • احلی
  • آحاب
  • آل اغلب
  • ابراهیم بن اغلب
  • ابن احقب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

احلب دیا. [ اِ ل َ ] ( اِ ) در برهان قاطع آمده : به سریانی گیاهی است شیردار که در صحراها و بیشتر در کنار جویهاروید و رنگ ساق آن بسرخی مایل است و آن را بشیرازی «گاو نبطونک » خوانند و گویند اگر گاو قدری از آن بخورد بمیرد و گوسفند را مضرّتی نرساند. شیر آن قلع دندان میکند بی درد. اگر دو درم از شیر آن بکسی دهند البته بکشد. قوبا و جرب را نافع باشد - انتهی. در تحفه حکیم مؤمن آمده : احلب دیا بسریانی اسم ...

فرهنگ عمید

فرفیون#NAME?

= فرفیون

فرهنگ فارسی

( اسم ) فرفیون .

کلمات مرتبط

  • احلب دیای رومی
  • اغلب
  • احب
  • احدب
  • احلی
  • آحاب
  • آل اغلب
  • ابراهیم بن اغلب
  • ابن احقب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات