Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : احراض

تلفظ بین المللی : /ˈaːhrˈɑz/ تلفظ :‌ ['a:hR'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بازیافت اراضی
  • مونس الاحرار
  • امراض کودکان
  • املاک و اراضی موروثی
  • احراز مقام
  • احراز ملکیت
  • انواع امراض استخوانی
  • اغراض نفسانی
  • احیا اراضی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

احراض . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ حَرَض . مردم ضعیف که کارزار نتوانند کرد.

احراض . [ اِ ] (ع مص ) پدر فرزند ناخلف شدن . (منتهی الارب ). فرزند بد زادن . (تاج المصادر). || سخت بیمارکردن . (زوزنی ). بیمار افکندن . (منتهی الارب ): احرضه اﷲ. || نزار کردن عشق مردم را. (زوزنی ). || گداختن بدن را و نزدیک بمرگ کردن . || خداوندِ معده ٔ فاسد گردانیدن . (منتهی الارب )....

فرهنگ فارسی

مردم ضعیف که کارزار نتوانند کرد

کلمات مرتبط

  • بازیافت اراضی
  • مونس الاحرار
  • امراض کودکان
  • املاک و اراضی موروثی
  • احراز مقام
  • احراز ملکیت
  • انواع امراض استخوانی
  • اغراض نفسانی
  • احیا اراضی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات