معانی کلمه : احدیه
لغت نامه دهخدا
احدیه . [ اُ دی ی َ ] (ع اِ) نوعی از حداء است . احدوه .
احدیه . [ اَح َ دی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) رجوع به احدیت شود.
احدیه . [ اَ ح َ دی ی َ / ی ِ ] (ص نسبی ، اِ) درمهای قل هواللهی ، و آن نوعی مسکوک سیمین است در قدیم .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - یگانگی . ۲ - مقام الوهیت ۳ - غیر قابل قسمت بودن ذات خدا .
نام سال سوم هجرت حضرت محمد بمدینه
نام سال سوم هجرت حضرت محمد بمدینه
