معانی کلمه : احدیت
لغت نامه دهخدا
احدیت. [ اَ ح َ دی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) یگانگی :
ای بر احدیّتت ز آغاز
خلق ازل و ابدهم آواز.|| مقام الوهیت : و گفت یا ابراهیم ، جناب احدیت ترا سلام می رساند. ( قصص الانبیاء ).
ای بر احدیّتت ز آغاز
خلق ازل و ابدهم آواز.|| مقام الوهیت : و گفت یا ابراهیم ، جناب احدیت ترا سلام می رساند. ( قصص الانبیاء ).
فرهنگ عمید
۱. یکی بودن، یگانه بودن، یکتایی، یگانگی.
۲. یگانگی خدا.
۳. (اسم ) (تصوف ) مقام الوهیت.
۲. یگانگی خدا.
۳. (اسم ) (تصوف ) مقام الوهیت.
فرهنگ معین
(اَ حَ یَُ ) [ ع . احدیة ] (مص جع . ) ۱ - یگانگی . ۲ - مقام الوهیت ، یکتایی خدا.
فرهنگ فارسی
یگانگی، یکتایی، یکی بودن، یگانه بودن، یگانگی خدا، مقام الوهیت
( مصدر ) ۱ - یگانگی . ۲ - مقام الوهیت ۳ - غیر قابل قسمت بودن ذات خدا .
( مصدر ) ۱ - یگانگی . ۲ - مقام الوهیت ۳ - غیر قابل قسمت بودن ذات خدا .
دانشنامه عمومی
wiki: احدیت
