احتماء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) پرهیز کردن. خود را از چیز نگه داشتن. خویشتن از چیزی نگاه داشتن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). از چیز زیان دار پرهیز کردن. خویشتن داری. پرهیز. || پرهیز بیمار از مضرات. رژیم : کسی را که شفا از احتما باید طلبید، او از تناول طلبد، از مردمان نباشد. ( کشف المحجوب ).تا شد شفای آز عطاهای او، نیازبیماروار کرد ز نان خوردن احتما.مسعودسعد.ترک بدی مقدّمه فعل نیکی است کاوّل علاج واجب بی...
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (اِمص . ) ۱ - پرهیز غذایی بیمار. ۲ - خودداری کردن .