Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ احتفاف

تلفظ بین المللی : /ˌehtefˈɑf/ تلفظ :‌ [,ehtef'Af]
لغت نامه دهخدا
  • احتراف
  • احتفاظ
  • احتفال
  • اتفاف
  • احفاف
  • اجتفاف
  • احتجاف
  • احتفاء
  • احتفاد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

احتفاف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بهم پیوستن موی را پس سر. || فرمان دادن زن را تا مویش به رشته ، پس سر بندد. ( منتهی الارب ). || موی از روی خود برکندن زن. ( زوزنی ). بند انداختن. حَف . برهنه و ساده کردن زن روی را از موی برای زینت. ( منتهی الارب ). || خوردن آنچه در دیگ باشد از طعام. || بریدن گیاه از زمین. || طواف کردن و گرداگرد برآمدن. ( منتهی الارب ). احاطه کردن. دوره کردن.

کلمات مرتبط

  • احتراف
  • احتفاظ
  • احتفال
  • اتفاف
  • احفاف
  • اجتفاف
  • احتجاف
  • احتفاء
  • احتفاد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات