معانی کلمه : احتشام
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. شکوه، جلال.
۲. [قدیمی] شرمگین شدن.
۳. [قدیمی] صاحب خدم و حشم شدن، حشمت و بزرگی و جاه و جلال یافتن.
۴. [قدیمی] شرم داشتن، حیا کردن.
۲. [قدیمی] شرمگین شدن.
۳. [قدیمی] صاحب خدم و حشم شدن، حشمت و بزرگی و جاه و جلال یافتن.
۴. [قدیمی] شرم داشتن، حیا کردن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) حشمت و بزرگی یافتن . ۲ - (اِ. ) جاه و جلال .
فرهنگ فارسی
شرم داشتن، حیاکردن، شرمگین شدن، صاحب خدم وحشم شدن، حشمت وبزرگی وجاه وجلال یافتن
۱ - ( مصدر ) حشمت و شکوه داشتن خداوند خدم و حشم شدن . ۲ - ( اسم ) شائ ن و شکوه حشمت بزرگی شوکت . یا احتشام از کسی . شرم داشتن از وی استحیائ شکوهیدن .
۱ - ( مصدر ) حشمت و شکوه داشتن خداوند خدم و حشم شدن . ۲ - ( اسم ) شائ ن و شکوه حشمت بزرگی شوکت . یا احتشام از کسی . شرم داشتن از وی استحیائ شکوهیدن .
فرهنگ اسم ها
اسم: احتشام (پسر) (عربی) (تلفظ: ehtešām) (فارسی: اِحتشام) (انگلیسی: ehtesham)
معنی: شکوه و شوکت داشتن، جلال، بزرگی، شکوه، عظمت، ( در قدیم ) بزرگداشت، تکریم، ( درقدیم ) تکبر، غرور، بزرگ شدن، دارای خدم و حشم فراوان بودن
معنی: شکوه و شوکت داشتن، جلال، بزرگی، شکوه، عظمت، ( در قدیم ) بزرگداشت، تکریم، ( درقدیم ) تکبر، غرور، بزرگ شدن، دارای خدم و حشم فراوان بودن
مترادف و متضاد
بزرگی، جلال، حشمت، شکوه، شوکت، فره، مجد
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] احتشام به معنی حشمت و جاه و نیز شرم کردن (حیاء) به کار رفته است.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۲۹۲.
...
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۲۹۲.
...
wikifeqh: احتشام
