Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : احبـار

تلفظ بین المللی : /ˈaːhbɑr/ تلفظ :‌ ['a:hbAR 'a:hbAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی
  • احبار
  • احبار و تغییر قبله
  • احبار و تورات
  • احبار و قران
  • احبار و محمد
  • احبار و مسلمانان
  • احبار و کافران
  • احبار و یهود
  • کعب الاحبار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

احبار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حِبر و حَبر. دانایان. ( غیاث ). دانشمندان : پدر او از اخیار عباد و احبار عُبّاد و اقطاب زهّاد بود. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || علمای یهود. || مدادها . || نشانها. || صورتها.- سوره احبار ؛ سوره مائده. ( غریبین ابوعبید هروی ).- کعب الاحبار ؛ و آن غلط است و صحیح آن کعب الحبر باشد واو یکی از علمای تابعین است که از یهود بود و مسلمانی گرفت. ( منتهی الارب ).احبار. [ اِ ] ( ع مص ) ...

فرهنگ عمید

= حبر ha(e )br

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جمع حبر، ۱ - دانشمندان ، علما. ۲ - پیشوایان روحانی یهود.

دانشنامه آزاد فارسی

اَحْبار(جمع حَبْر؛ در لغت به معنای دانشمند) لقب دین پژوه و روحانی یهودی (برابر با رَبّی) که چهار بار در قرآن آمده است (مائده، ۴۴، ۶۳؛ توبه، ۳۱ و ۳۴). بخش دوم نام کعب الأحبار، صحابی معروف که از یهودیت به اسلام گرویده بود، همین کلمه است. احباری که در قرآن از آنان صحبت شده است سه گروه اند: نخست، گروهی که به هدایت و نور الهی در تورات حکم می کنند (مائده، ۴۴)؛ دوم، گروهی که خداوند آنان را به سبب کارهای ...

فرهنگ فارسی

دانایان، دانشمندان، جمع حبر، علمائ و پیشوایان روحانی یهود
نشان گذاشتن بسیار نبات گردیدن زمین

دانشنامه عمومی

احبار (یمن). احبار (در عربی: الأَحبَار )نام روستایی است در دهستان القُلیس از توابع استان استان صَنعاء در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۸۰ ) نفر (۹ خانوار) می باشد.wiki: احبار (یمن)...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به عالمان یهود و کاهنان،اَحبار گویند.واژه شناسان «احبار» را جمع «حِبر» دانسته و درباره قرائت آن دیدگاههای متفاوتی بیان کرده اند؛ ابوهیثم و ابوعبید آن را به فتح حـاء ، ابن اثیر، فرّاء و جوهری به کسر آن، ولیث و ابن سکیت هر دو وجه را قرائت کرده اند و اصمعی در تعیین قرائت به فتح یا کسر، اظهار بی اطلاعی کرده است. احبار در لغتحِبر در لغت، به معنای «اثر نیکو» ، «زینت، جمال و بهاء» ، «مداد» ، «...

کلمات مرتبط

  • احبار
  • احبار و تغییر قبله
  • احبار و تورات
  • احبار و قران
  • احبار و محمد
  • احبار و مسلمانان
  • احبار و کافران
  • احبار و یهود
  • کعب الاحبار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات