Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اجیل

تلفظ بین المللی : /ˈaːdʒil/ تلفظ :‌ ['a:dZil]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • آجیل
  • اجیل سوخته
  • اجیل گرد اوردن
  • آجیل خوری
  • آجیل فروش
  • اجیل خوری
  • اجیل فروش
  • آجیل فروشی
  • اجیل فروشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

اجیل . [ اُ ج َ ] (اِخ ) پدر ناعم تابعی مولای ام ّ سلمه . (منتهی الارب ).

اجیل . [ اُ ج َ ] (اِخ ) پدر عمر و عثمان و این هر دو برادر محدّث بوده اند. (منتهی الارب ).

اجیل . [ اَ ] (ع ص ، اِ) آنکه پس ماند. آنکه درنگ کند. پس ماننده . درنگ کننده . (منتهی الارب ). مقابل عجول . || آب فراهم شده در کولاب . (منتهی الارب ). ...

فرهنگ عمید

( آجیل ) مخلوطی از خشکبار از قبیل پسته، فندق، بادام، نخودچی، تخم کدو، و تخم هندوانۀ تفت داده.

فرهنگ معین

( آجیل ) ( اِ. ) میوه خشک مرکب از پسته ، بادام ، فندق ، تخمه و مانند آن . ، ~ مشکل گشا آجیلی مرکب از هفت جزء (پسته ، فندق ، مغز بادام ، نخودچی ، کشمش ، خرماخارک ، توت خشکه ) که برای رفع مشکل نذر کنند و بخرند و میان هفت نفر متدین تقسیم کنند.

دانشنامه آزاد فارسی

آجیل. آجیل (nut botany)هر میوۀ خشک و تک دانه ای که برای پراکندن تخم باز نمی شود، مانند شاه بلوط. آجیل معمولاً از بیش از یک برچه تشکیل می شود اما فقط یک دانه شکل کامل می گیرد، رشد می کند و بقیه عقیم می ماند. دیوارۀ میوه سخت و چو ب مانند می شود و پوستۀ خارجی را تشکیل می دهد. نمونه های آجیل واقعی، بلوط و فندق است. به دانه ها و میوه های سخت پوست مختلف، مانند بادام و گردو، که در واقع هستۀ گیاهان شفت ...

فرهنگ فارسی

( آجیل ) ( اسم ) میوه های خشک مرکب از پسته بادام نخود فندق تخم. کدو تخم. هندوان. تف داده و نمک زده .
خشک میوه
دانه های خوردنی ازقبیل پسته نخودوتخم کدوتف داده
نام ناعم تابعی مولای ام سلمه

دانشنامه عمومی

آجیل. آجیل به مخلوطی از خشکبار گفته می شود که بنا بر سلایق و مدل های گوناگون، ترکیبات آن فرق می کند.شیوه اول که نام آجیل را بر اساس کاربرد آن انتخاب می کند. (برای مثال آجیل مشکل گشا).شیوه دوم نام آجیل را بر اساس ترکیبات و اجزای آن انتخاب می کند. (مانند آجیل شور، آجیل شیرین، چهار مغز).آجیل از دیرباز به یکی از نمادهای فرهنگ ایرانی بدل گشته است به صورتی که برخی از مراسم سنتی ایرانیان (مانند نوروز و...

مترادف و متضاد

nuts (اسم)
اجیل، آجیل

nut (اسم)
مهره، سرپیچ، جوز، اجیل، چرخ دنده ساعت

واژه نامه بختیاریکا

( آجیل ) چلسمه؛ چرز

کلمات مرتبط

  • آجیل
  • اجیل سوخته
  • اجیل گرد اوردن
  • آجیل خوری
  • آجیل فروش
  • اجیل خوری
  • اجیل فروش
  • آجیل فروشی
  • اجیل فروشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات