Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اجهاز

تلفظ بین المللی : /ˈaːdʒhˈɑz/ تلفظ :‌ ['a:dZh'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • اجازت
  • اجازه تمام سال
  • اجازه دادن
  • اجازه دخول
  • اجازه دخول دادن
  • اجازه دهنده
  • اجازه رفتن دادن
  • اجازه ضمنی
  • اجازه عبور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

اجهاز. [ اِ ] ( ع مص ) ازآف. خسته را بکشتن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). || شتاب کردن. || شتابانیدن.

فرهنگ فارسی

شتاب کردن

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اجهاز به دو معنی بکار رفته است، ۱ - کشتن مجروح (تدفیف، تذفیف)، ۲ - شتاب کردن در انجام دادن کاری.واژه اجهاز در کلمات فقها بیشتر درباره کشتن دیگری، بویژه مجروح، به معنای تیر خلاص زدن به وی آمده، و از آن در باب جهاد سخن رفته است.اجهاز به معنای اول← جواز اجهاز مجروحان دشمن← شتاب در کشتن رجم شونده...wikifeqh: تذفیف...

کلمات مرتبط

  • اجازت
  • اجازه تمام سال
  • اجازه دادن
  • اجازه دخول
  • اجازه دخول دادن
  • اجازه دهنده
  • اجازه رفتن دادن
  • اجازه ضمنی
  • اجازه عبور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات