اجماع. [ اِ ] ( ع مص ) عزم کردن بر کاری. ( تاج المصادر ) ( منتهی الارب ). || اتفاق کردن جماعت بر کاری. متفق شدن. || گرد آمدن بر. || جمله کردن چیزی را. ( منتهی الارب ). || بر کاری جمع کردن. || اِلف دادن. ( منتهی الارب ). || راندن همه شتران را. || فرا گرفتن باران همه زمین را: اجمع المطر. ( منتهی الارب ). || جمله پستان اشتر بست...
فرهنگ عمید
۱. اتفاق و هماهنگی گروهی در امری، متفق شدن. ۲. (فقه ) اتحاد فقها در مسئله ای شرعی، از اصول چهارگانه.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) گرد آمدن ، متفق شدن بر انجام کاری . ۲ - (مص م . ) جمع کردن . ۳ - (اِمص . ) در فقه اسلامی به معنی اتفاق کلمة فقها در مسئله ای یا امری .
دانشنامه آزاد فارسی
اجماع (فقه). اِجماع (فقه)اتفاق نظر فقیهان بر حکم شرعی. اجماع، یکی از منابع چهارگانۀ استنباط احکام شرعی به شمار می رود. برخی از فرقه های اسلامی، مراد از اجماع را فقط اجماع اصحاب پیامبر (ص) در امری پنداشته اند. اهل سنت، اجماع را دلیل مستقل بر اثبات حکم شرعی می دانند؛ اما از نگاه امامیه، اجماع از دو جنبه مورد بحث قرار می گیرد: نخست امکان تحقق اجماع، و دوم اثبات اعتبار شرعی آن. از جنبۀ نخست، لازم اس...
فرهنگ فارسی
توافق همگانی بدون اخذ رأی بر سر موضوعی که مستلزم تصمیم مشترک است
گرد آمدن، متفق شدن، عزم کردن برکاری، اتفاق وهماهنگی جماعتی درامری۱ - ( مصدر ) گرد آمدن بر اتفاق کردن بر کاری متفق شدن همداستان گردیدن . ۲ - ( مصدر ) جمع کردن ۳ - ( اسم ) اتفاق عقاید و آرای علما و جز آنان . ۴ - اراد. موئ کد که بدنبال آن حرکت عضت است . ۵ - یکی از سه یا شش اصل فقه و آن عبارتست از اتفاق صحابه از مهاجران و انصار و ه...
دانشنامه عمومی
اجماع، کنسانسوس یا آئین وفاق عام در دو معنا کاربرد دارد. اول به معنای توافقی عام میان اعضای یک گروه که با در نظر گرفتن آراء هر یک از افراد، چه در مرحله تصمیم سازی و چه در اقدامات پیرو آن، به دست آمده است و دوم نظریه و آئینی که برای دستیابی به چنین توافقی مورد استفاده است. این آئین که از آن با نام تصمیم گیری اجماعی هم یاد می شود، یک روش تصمیم گیری گروهی است که هدف آن نه تنها به دنبال یافتن همرایی ب...
[ویکی فقه] «اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می رود. ادله ی اربعه عبارت اند از: کتاب (قرآن)، سنت، عقل و اجماع.اجماع در زبان عربی به معنای عزم و اتفاق است و در اصطلاح دانشمندان علم اصول، به اتفاق نظر اهل فن درباره یک موضوع گفته می شود.معنای اصطلاحیو در اصطلاح ، با توجه به اختلاف علمای اصول در شرایط حجیت اجماع ، تعریف های متعددی از آن ارائه شده است که به برخی از آن ها اشاره می ش...
فرهنگ فارسی ساره
سازگاری کردن، همرای
فرهنگستان زبان و ادب
{consensus} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] توافق همگانی بدون اخذ رأی بر سر موضوعی که مستلزم تصمیم مشترک است