Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اجله

تلفظ بین المللی : /adʒˈelle/ تلفظ :‌ [adZ'elle]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • آجله
  • اجلها
  • اجلهم
  • اجلهن
  • ذات ایله
  • ذو اکله
  • التجلیات الالهیه
  • روح الاجنه
  • شیر امله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

اجله . [ اِ ل َه ْ ] (اِخ ) دهی است به یمامه . (مراصد).

اجله . [ اَ ج ِل ْ ل َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جلیل . || (اِ) جج ِ جُل ّ.

اجله . [ اَ ل َه ْ ] (ع ص ) مرد فراخ پیشانی . || آنکه مویش از پیش سررفته باشد. || گاو بی شاخ . (منتهی الارب ).

( آجله ) آجله. [ ج ِ ل َ ] ( ع ص ، اِ ) ...

فرهنگ عمید

جَلیل#NAME?

= جَلیل

فرهنگ معین

(اَ جِ ل َ یا لِّ ) [ ع . اجلة ] (ص . ) جِ جلیل ، بزرگان ، مهان .

فرهنگ فارسی

بزرگان، جمع جلیل
(صفت . ) جمع : جلیل بزرگان مهان : (ابوعلی سینا از اجل. علمای ایران بشمار است . )
دهی است به یمامه

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَجَلَهُ: موعد او(آن مرد)معنی یَبْلُغَ: که برسد (عبارت "حَتَّیٰ یَبْلُغَ ﭐلْکِتَابُ أَجَلَهُ" یعنی : تااینکه عِدّه وفات به سر رسد)ریشه کلمه: اجل (۵۶ بار)ه (۳۵۷۶ بار)wikialkb: أَجَلِه...

کلمات مرتبط

  • آجله
  • اجلها
  • اجلهم
  • اجلهن
  • ذات ایله
  • ذو اکله
  • التجلیات الالهیه
  • روح الاجنه
  • شیر امله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات