اثیرالدین . [ اَ رُدْ دی ] (اِخ ) اومانی . رجوع به اثیر اومانی شود.
اثیرالدین . [ اَ رُدْ دی ] (اِخ ) اخسیکتی . رجوع به اثیر اخسیکتی شود.
اثیرالدین . [ اَ رُدْ دی ] (اِخ ) اندلسی . رجوع به ابوحیان اثیرالدین و رجوع به محمدبن یوسف ... شود.