Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اتو کشی

تلفظ بین المللی : /ˈotuː kˈeʃi/ تلفظ :‌ ['otu: k'eSi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اتو کشیدن
  • اتو کشیده
  • او کشی
  • برای یک دستمال قیصریه را به اتش کشیدن
  • اُوو کَشیدَن
  • آتش کشیدن
  • اتش کشیدن
  • اطو کشیده
  • باران را به اتش کشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اتوکشی. [ اُ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل اتوکش.
- خمره اتوکشی ؛ نیم خمی که درون آن آتش می نهادند و جامه رابرای هموار کردن یا چین دادن بدان می کشیدند.
- مثل خمره اتوکشی ؛ سری بزرگ و بدشکل.

فرهنگ فارسی

۱ - عمل اتو کشیدن عمل اتو کش ۲ - شغل و پیش. اتو کش ۳ - ( اسم ) جای اتو کشیدن دکانی که در آن اتو میکشند .

کلمات مرتبط

  • اتو کشیدن
  • اتو کشیده
  • او کشی
  • برای یک دستمال قیصریه را به اتش کشیدن
  • اُوو کَشیدَن
  • آتش کشیدن
  • اتش کشیدن
  • اطو کشیده
  • باران را به اتش کشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات