Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اتلاف

تلفظ بین المللی : /ˈetlɑf/ تلفظ :‌ ['etlAf]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • اتلاف سرمایه
  • اتلاف وقت
  • اتلاف وقت کردن
  • اتلاف انتقال شبکه ای
  • اتلاف انرژی برگشت ناپذیر
  • اتلاف انقباضی
  • اتلاف تقطیر
  • اتلاف جوی
  • اتلاف دی الکتریکی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اتلاف. [ اِ ] ( ع مص ) هلاک کردن.( تاج المصادر ). نیست کردن. هلاک یافتن. ( مؤید ). نابود کردن. تلف کردن. افناء : او را بغرامت آن اتلاف و تضییع مؤاخذت کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
- اتلاف کردن ؛ اسراف. تلف کردن.

فرهنگ عمید

تلف کردن، نیست کردن، نابود کردن، تباه کردن.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) تلف کردن ، نابود کردن . ۲ - (مص ل . ) هلاک یافتن . ، ~ وقت بیهوده وقت را صرف کردن ، به کارهای ناسودمند پرداختن و از وقت بهره نگرفتن .

دانشنامه آزاد فارسی

اتلاف (حقوق). اِتْلاف (حقوق)هَدردادن چیزی به طوری که نتوان از آن استفاده کرد. اتلاف در فقه حرام است، و در حقوق به معنای ازبین بردن مال دیگری است و یکی از مصادیق مسئولیت غیرقراردادی. اتلاف از موجبات ضمان قهری است. به موجب قاعدۀ فقهی اتلاف، هرکس مال دیگری را تلف کند مسئول جبران آن است. همۀ مذاهب فقهی در این قاعده اتفاق نظر دارند. در فقه، اتلاف چیزهایی مثل مشروبات الکلی که شارع برای آن مالیت قائل ن...

فرهنگ فارسی

تبدیل انرژی مکانیکی به گرما براثر اصطکاک در فرایندهای مکانیکی

تلف کردن، نیست کردن، نابودساختن، تباه کردن۱ - ( مصدر ) هلاک کردن نیست کردن نابود کردن تلف کردن افنائ . ۲ - ( مصدر ) هلاک یافتن . ۳ - از بین بردن یا معیوب ساختن مال غیر بطور مستقیم بدون تقصیر یا با تقصیر مقابل تسبیب . یااتلاف وقت . بیهوده وقت را صرف کردن بکارهایی نا سودمند پرداختن و از وقت بهره برنگرفتن ....

مترادف و متضاد

افنا، تابودی، تباهی، تبذیر، تلف، ولخرجی، هدر

loss (اسم)گمراهی، ضلالت، عدم، فقدان، خسارت، زیان، ضرر، خدشه، خسران، مرگ، اتلاف، باخت، خسارwaste (اسم)ضایعات، اتلافdestruction (اسم)خرابی، سرنگونی، تباهی، تخریب، انهدام، ویرانی، اضمحلال، اتلافwastage (اسم)کاهش، ضایعات، اتلاف، تضییع، تفریط کاریdissipation (اسم)عیاشی، اتلاف، پراکندگی، اسرافwreckage (اسم)اتلاف، خرابه، لاشه هواپیما یا ماشین و غیره...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اتلاف به معنای از بین بردن و نابود کردن می باشد و واژه یاد شده در فقه در مورد اتلاف مال دیگری به کار رفته و از آن در باب های متعدّدی مانند حج، تجارت، اطعمه و اشربه، غصب و جز آن ها سخن گفته شده است که بحث تفصیلی آن در قاعده اتلاف که از قواعد مشهور فقهی است، خواهد آمد.حکم اولی اتلاف مال دیگری از جهت تکلیفی ، حرمت و از جهت وضعی ضمان است. مواردی به دلیل خاص از این حکم استثنا شده است. در پار...

فرهنگ فارسی ساره

تباه کردن، نیست کردن، نابود

فرهنگستان زبان و ادب

{dissipation} [فیزیک] تبدیل انرژی مکانیکی به گرما براثر اصطکاک در فرایندهای مکانیکی

کلمات مرتبط

  • اتلاف سرمایه
  • اتلاف وقت
  • اتلاف وقت کردن
  • اتلاف انتقال شبکه ای
  • اتلاف انرژی برگشت ناپذیر
  • اتلاف انقباضی
  • اتلاف تقطیر
  • اتلاف جوی
  • اتلاف دی الکتریکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات