Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اتفاقی

تلفظ بین المللی : /ˌettefˈɑq1i/ تلفظ :‌ [,ettef'Aq1i]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • اتفاقی ظاهر شدن
  • اتفاقی نبودن شرطیه
  • موسیقیِ اتفاقی
  • اماره اتفاقی
  • انحراف اتفاقی
  • درامد اتفاقی
  • کار روز مزد و اتفاقی
  • وقایع اتفاقی
  • بیش مصرفی اتفاقی
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

اتفاقی. [ اِت ْ ت ِ ] ( ص نسبی ) ناگهانی. غیرمترقب. غیرمنتظر. || مبنی بر اتفاق و وحدت :
کسی کش خرد رهنمون است هرگز
بگیتی ره و رسم صحبت نورزد
که صحبت نفاقی است یا اتفاقی
دل مرد دانا از این هر دو لرزد
اگر خودنفاقیست جان را بکاهد
وگر اتفاقی به هجران نیرزد.
سنائی.

فرهنگ معین

(اِ تِّ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ناگهانی ، غیرمنتظره ، به ناگهان ، غیرمترقب .

دانشنامه آزاد فارسی

اِتّفاقی (stochastic)در موسیقی، اصطلاحی برای توصیف یک روند آهنگ سازی که برمبنای نظریۀ احتمالات بنا شد. طبق این نظریه اجزای داخلی یک اثر به صورت اتفاقی (سری ای از نت های تصادفی) انتخاب می شوند، و آهنگ ساز فقط طرح کلّی آن را تعیین می کند. یانیس زِناکیس۱ این تکنیک را وارد آهنگ سازی قرن ۲۰ کرد، و تولید نت های مخصوص آهنگ را به رایانه ای واگذاشت که دارای برنامه ای برای تعیین مؤلفه های کلی اثر باشد.wikij...

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - ناگهانی غیرمترقب غیر منتظر مبنی بر اتفاق و وحدت : امور اتفاقی . ۲ - بناگهان .

مترادف و متضاد

accidentalism (اسم)تصادف، اتفاق، اتفاقی، پیش امد گرایی، تصادف گرایی، فلسفه عرضی، فلسفه صدفی، فرضیه، تشخیص علایم گمراه کننده مرض، اثرات تابش نور مصنوعی بر اشیاءchanceful (صفت)تصادفی، اتفاقیchancy (صفت)اتفاقیchromatic (صفت)اتفاقی، رنگی، پر رنگextrinsic (صفت)فرعی، اتفاقی، خارجی، بیرونی، دارای مبداء خارجی، جزئیfluky (صفت)اتفاقی، شانسیchance (صفت)تصادفی، اتفاقیaccidental (صفت)تصادفی، اتفاقی، عرضی، غیر ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اتفاقی، به قضیه متصله شرطیه ای گفته می شود که بین مقدم و تالی آن رابطه لزوم وجود نداشته باشد.قضیه متصله شرطیه ای که بین مقدم و تالی آن رابطه لزوم وجود نداشته باشد و مصاحبت آن دو صرفا از روی تصادف و اتّفاق باشد. «اما آنچه علت لزوم معلوم نبود آن را لزومی نشمرند، و اگرچه فی نفس الامر لزومی باشد، بلکه آنرا از اتفاقیات شمرند. و اتّفاقی آن بود که مصاحبت حاصل بود و آن را علتی معلوم نباشد». wik...

فرهنگ فارسی ساره

بختامدانه، بختامدی، گذرانه، ناگهانی، خودبخود، گذری، پیش آمدی، خودبخود

واژه نامه بختیاریکا

بی گمُوی؛ بی همد
شِری پِری؛ شِری گری؛ رَو کُنی

کلمات مرتبط

  • اتفاقی ظاهر شدن
  • اتفاقی نبودن شرطیه
  • موسیقیِ اتفاقی
  • اماره اتفاقی
  • انحراف اتفاقی
  • درامد اتفاقی
  • کار روز مزد و اتفاقی
  • وقایع اتفاقی
  • بیش مصرفی اتفاقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات